پابان


با دلی خون آمدیمو با دلی خونتر می رویم ...

اگر سرباز نبود امیر و سردار معنی نداشت


گزارش ایسنا سردار اسماعیل احمدی‌مقدم در مراسم اختتامیه دومین جشنواره «سرباز نمونه» با اشاره به برخی فیلم‌های ساخته‌شده با موضوع سربازی گفت : سرباز نیروی دست چندم و شهروند درجه سوم و چهارم نیست،  سرباز پایه اصلی نیروهای مسلح است و اگر سرباز نبود امیر و سردار نیز معنی نداشت چرا که این افراد به چه کسی می‌خواستند دستور دهند.

منبع : ایسنا

-----------------------------------------------------------------------------------------

ماکه از بچگی یادمونه می گفتن تا بدی نباشه خوبی معنی نداره ، تا سختی نباشه راحتی معنی نداره ، تا سیاهی نباشه سفیدی معنی نداره . حالام تا سرباز بدبخت نوکر تو سری خور تحقیر شده نباشه امیر و سردار معنی نداره . 

  

مي تراود مهتاب

مي تراود مهتاب،
مي درخشد شبتاب
نيست يك دم شكند خواب به چشم كس و ليك
غم اين خفتهﻯ چند،
خواب در چشم ترم مي شكند.

نگران با من استاده سحر .
صبح مي خواهد از من ،
كز مبارك دم او آورم اين قوم به جان باخته را بلكه خبر
در جگر ليكن خاري 
از ره اين سفرم مي شكند.

نازك آراي تن ساق گلي
كه به جانش كشتم
و به جان دادمش آب
ای دريغا به برم مي شكند.

مي شكند...

مي شكند ...

امروز تصميم گرفتم كه ديگه كار اين وبلاگو يكسره كنمو واسه هميشه حذفش كنم ولي ... 

ولي هر كاري كردم دستم به سمت گزينه حذف نرفت . انگار يه بغض تو گلوم دستو پا مي زد . آخه كي دلش مياد خاطرات دو سالشو به همين راحتي پاك كنه؟! نا خواسته به سمت آرشيو رفتم . ياد آرزو ها و آمالمون افتادم ، نقشه هايي كه واسه اينجا داشتيم ، زحمت هايي كه كشيديم . شبايي كه بيدار مي موندمو قالب مي نوشتم . چشمم كه به نوشته هامون افتاد ، منو با خودشون به گذشته ها بردن . به لحظه لحظه وبلاگ نويسيمون . دور هم بودنامون . جرو بحثامون ، قهرو آشتيامون ، تبريك و تسليت گفتنامون و ...

اما واقعا چي شد؟ چي مارو به اين وضع انداخت ؟ اين وبلاگ برا من خيلي دردسر درست كرد ولي مثل بچه م دوسش دارم چون با زحمت بزرگش كرديم . ما اهدافمون بزرگتر از اين حرفا بود كه با دو تا تهديد همه جا بزنيم . ولي جا زديم . حالا مونده اين طفل يتيم كه هنوز روزي بالاي 100 نفر بازديد كننده داره ... 

دستها مي سايم 
تا دري بگشايم
بر عبث مي پايم
كه به در كس آيد

در و ديوار به هم ريخته شان 
بر سرم مي شكند

مي تراود مهتاب
مي درخشد شبتاب
مانده پاي آبله از راه دراز
بر دم دهكده مردي تنها

كوله بارش بر دوش
دست او بر در مي گويد با خود :
غم اين خفتهﻯ چند،
خواب در چشم ترم مي شكند.


نتیجه نظر سنجی : (( بهترین پست سال ))






1. نوستراداموس و قوچان 
نویسنده : رضا جلالیان 
تعداد آرا : 26  ،  درصد آرا : 21.8 %
لینک مستقیم پست : http://qiet.tk/post-64.aspx

2. تشکر و قدردانی از مسولین محترم مجتمع 
نویسنده : احسان اکرمی 
تعداد آرا : 20  ، درصد آرا : 16.8 %
لینک مستقیم پست : http://qiet.tk/post-75.aspx

3.روزی که رنگ می بازد روح سادگی 
نویسنده : محمد امین اسدی نژاد 
تعداد آرا : 17  ،  درصد آرا : 14.2 %
لینک مستقیم پست : http://qiet.tk/post-113.aspx

با ارزش ترین دارایی

 چه كسي مي گويد كه گرانــي اينجاست ؟ دوره ي ارزانيست . چه شرافت ارزان ، تن عریان ارزان ،آبروقیمت یه تکه نان، و چه تخفیف بزرگی خوردست قیمت هر انسان


خیلی وقتا ، خیلی جاها ، خیلی حرفا رو می زنیم بدون اینکه از صحت و صقمش مطمئن باشیم . اکثر اوقاتم از رو قرض نیستو فقط تو جمع می خوایم بگیم ما هم آره ! ولی قافل از اینکه این حرف بی اهمیت از نظر شما که واسه نشون دادن خودتون تو جمع کوچیک زدید لق لق زبون خیلیا می شه و یه نفرو تو یه جمع خیلی بزرگ خار می کنه . حالا ممکنه اون فرد بیگناه هم باشه و بخاطر خصومت شخصی یه نفر داره توسط زبونای شما مجازات می شه . بدتر اگه دختر باشه ! با ارزش ترین دارایی هر فرد آبروی اونه بخودتون اجازه ندید به این راحتی با ارزش ترین دارایی افرادو ازشون بگیرید . 

ازتون خواهش می کنم , عاجزانه . یکم در این باره فکر کنید و خودتونو بزارید جای اون فرد . چه حسی داشتید ؟!


بهترین صفت خدا و قشنگ ترین صفت خدا از نظر من «ستارالعیوب» بودن خداست یه کم ستار باشیم راه دوری نمیره

 یادتون نره زندگی چرخ و فلکه

انالله و انا الیه راجعون

سرکار خانوم فاطمه طالعی



تسلیت واژه کوچکیست در برابر غم بزرگ شما

از خداوند صبر برای شما و خانواده محترم خواهانیم

و برای پدرتان علو درجات الهی را مسئلت میداریم.


((نویسندگان وبلاگ بحث آزاد))

پر کشید ...

شمعی که در طوفان ها می درخشید ، خاموش شد . اسوه ی استقامت و صبرمان پر کشید . آن شیرین زبان پر مدعا تنهایمان گذاشت .

مهدی ایزانلو عزیز جایت بین ما خالیست . 



کوییز

یکی از دوستام که تو دانشگاه خلیج فارس بوشهر در حال تحصیله یه مطلبیو واسم گفت که شاید بازگو کردنش خالی از لطف نباشه .

گفت :

یکی از اساتید گروه مهندسی دانشگاه خلیج فارس اولین جلسه درس همین ترم رو متفاوت آغاز میکنه. 

این استاد مهم ترین مبحث درس رو همون جلسه اول تدریس می کنند و جلسه بعد از اون کوییز می گیرند. مباحث درس اینه:

1) در مواردی که فکر می کنیدعقیده متفاوت نسبت به اینجانب دارید نظر خود را فقط و فقط یک بار ابراز می نمایید.

2) تنها کسی که قدرت اعمال نظر دارد اینجانب می باشد.

3) نمره هدیه است و دانشجو حقی در این خصوص ندارد.

4) در صورت اعتراض به نمره فقط و فقط 2 گزینه مطرح است:

الف. یا نمره شما ثابت می ماند.

ب. یا از نمره شما کسر خواهد شد.

حال ببینیم کوییز گرفته شده از این درس در جلسه بعد:

اگه شما دانشجوی ایشون بودید کدام گزینه را با توجه به درس جلسه قبل انتخاب می کردین؟ چرا؟  

هفته اي در جوار مسئولين




هفته ي گذشته بنده براي استقبال از دانشجويان جديدالورود به مجتمع فراخوانده شدم.

 اين هفته با من چه كرد ؟!

برشور ، بنر و سي دي را طراحي كردم و با دلي خوش راهي قوچان شدم .پس از مشقت هاي بسيار براي دريافت مجوز طرح ها ( بنده را مجبور به چاپ تمام محتويات سي دي بر روي كاغذ نمودند از جمله ويدئو و نرم افزار! ) ، بنده را با جيب خالي به حال خود رها كردند تا برايشان فعاليت كنم .دو روز مشغول فراهم كردن مقدمات استقبال بودم . تا روز ثبت نام فرا رسيد .

ادامه نوشته

نگو این دست تقدیر است


خدايا عذر مي خواهم كه گاهي از ته دل

تورا عاري ز هرچه عدل و داد مي دانم.

نه ...

شايد عرش يكتايت بري از ذره اي انصاف و تمكين است .

چگونه نعمت خود را ميان خلق و مخلوقت پراكندي ؟

تو از روز ازل به تبعيض و بي عدلي بها دادي !

نگو اين دست تقدير است .

چرا شب تاريك و روزت روشن است آري ...

تو خود ظالم به ماهي كه آن را در ميان ظلمت شبها رها كردي !

نگو اين دست تقدير است.

...

ادامه نوشته

دانشگاه صنعتی قوچان ؟!

بالاخره نتايج كنكور سراسري 89 هم اعلام شد.ياد زمان خودم افتادم.كنكور ، اعلام نتايج اوليه ، انتخاب رشته ، نتايج نهايي و بعد ...

سال 1385 : جناب آقاي دکتر احمدي نژاد در طي سفرهاي استاني كه به خراسان رضوي ، خوزستان و آذربايجان شرقي داشته اند سه دانشكده فني و مهندسي را افتتاح نمودند(با نام هاي دانشكده ي فني و مهندسي قوچان ، دزفول و بناب) و در صورت دارا بودن امكانات كافي به آنها اجازه ي صنعتي شدن را داد.

حال با گذشت 4 سال از اين واقعه به نظر شما اين دانشگاه ها چه فاصله اي از هم گرفته اند؟

ادامه نوشته

چند نكته در مورد وبلاگ



بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید ...

ادامه نوشته

تشکر و قدردانی از مسئولین محترم مجتمع

ما جویندگان دانش طی این نامه از شما عزیزان که برای ما زحمت فراوان می کشید و راحتی خود را فدای راحتی ما می کنید تشکر می کنیم و لازم دانسته تنی چند از فعالیت ها و دستاورد های شما را ذکر کنیم :

در ابتدا متشکریم که معنای واقعی میز را به ما فهماندین تا در آینده در جامعه دچار مشکل نشویم.شما به ما آموختید که میز چه از جنس چوب چه از جنس آهن دارای احترام است و هیچ ربطی به فردی که در پشت آن می نشیند ندارد ، چون ممکن است آن فرد جای خود را به فرد دیگری دهد ولی میز همچنان باقیست . شما به ما آموختید که میز دارای دو طرف است و از یک طرف می توان دستور داد ، توهین کرد و ... و از طرف دیگر باید اطاعت کرد و حرفی نزد تا کار انجام شود . از شما متشکریم که جایگاه و احترام میز خود را به ما گوش زد می کنید و به ما یاد آوری می کنید که ما بدون شما هیچ هستیم . این آموزش های عالی شما آویزه ی گوش ما پشت میزنشینان آینده خواهد شد تا مبادا به قداست میز لطمه ای وارد شود .

 ...

ادامه نوشته

دل سوخته

ای کاش هیچگاه به پایان نمی رسیدی

ای کاش من زودتر از تو به اتمام برسم 

.

.

.

آه ...

این کام آخر بود ولی ...

ولی چرا من زنده هستم هنوز !؟

                                     بمیرم برایت دل سوخته ی من

هفت تپه ( بهشت ثانوی )

هفت تپه ، بی شک این نام را بار ها شنیده اید . حال در هر نقطه ای از ایران که باشید . قطب توریستی شرق کشور ! نشان دهنده ی تاریخ یک ملت . شکارگاه پادشاهان و دلیران ، تفرجگاه خانان ، خانقاه عارفان ، میدان ورزشکاران ، خلوتگاه عزلت نشینان ، پیست موتور سواران ، مکان معتادان ، مخفیگاه مزدوران ، منتها الیه ولگردی دانشجویان ... و به گویش امروزی ها کوهستان پارک نشاط . این مکان ( همان طور که از نامش نمایان است ) در ارتفاعات شمال قوچان واقع است . برای رسیدن به بهشت ثانوی ( هفت تپه ) باید از وادی های بسیار گذر کرد و به مقام والای توریست نائل آمد .

چندی پیش با همرهان عزم این دیار کردیم و دانستندیم که راهی بس جانکاه و مهیب است . رخت بر تن کردیم ، ره توشه بستیم و برای تسکین دلهای زخم خورده مان چنگی با خود همسفر نمودیم تا با فریادش طراوت در روحمان جاری یابد  و پیمان نهادیم که هر کس قلل هفت گانه ی بهشت ثانوی را فتح نمود از یاد یاران غافل مباشد .

وادی اول :

ادامه نوشته

بدرود Gmail

بله بعد از بسته شدن سايت هايي مثل myspace ، facebook ، tinypic و ... حال شاهد بسته شدن ايميل شركت افسانه اي گوگل ( جيميل ) هستيم .

مدیرعامل شرکت فن آوری اطلاعات سعيد مهديون در نشستي خبري با كمال افتخار به بستن جيميل باليد و اظهار داشت بسته شدن جيميل فرصتي است براي هدايت مردم به سمت ايميل ملي . حال ايميل ملي كجاست !؟

اين عمل دولت اعتراض هاي گوناگوني به دنبال داشت كه در اين خصوص مهديون گفت : (( هر كس اعتراضي دارد بايد به سازمان تنظيم مقررات منعكس كند ( كه البته از هم اكنون هيچ اعتراضي وارد نيست و شما نبايد از جيميل استفاده كنيد .).) نكته ي قالب توجه اينجاست كه ايميل ملي ديگر چيست ؟ بعد از داستانهايي مانند رجيستر گوشي هاي همراه و گوشي همراه ساخت داخل ، گران شدن اس ام اس انگليسي و محدوديت تايپ اس ام اس فارسي و ... حال شاهد تكرار تراژدي مشابه هستيم كه بدون ايجاد پيش نياز ها و زير ساختار ما را از تكنولوژي منع مي كنند . ترس دولت نسبت به استفاده ي مردم از تكنولوژي روز جالب توجه است و به هر شيوه ي ممكن مردم را در اين زمينه محدود نگه مي دارند .

آيا هدف از بستن جيميل هدايت مردم به سمت ايميل ملي بود ؟ خودتان قضاوت كنيد !

روز مهندس مبارک

پنجم اسفند ماه، روز بزرگداشت دانشمند بزرگ ایرانی "خواجه نصرالدین طوسی " و "روز مهندس" ، به شما دوست گرامی هیچگونه ارتباطی نداره ... هرموقع که از این خراب شده فارغ التحصیل شدی ، اون موقع این روز رو بهت تبریک میگم ...

اینجا قوچان است . صدای ما را از مجتمع آموزش عالی فنی و مهندسی قوچان می شنوید

الو . الو . صدامو دارین . خوبه ...

سلام به همگی

خدایی نوشتن سخته . اونم واسه یه عده که اینکاره ان . اما چاره چیه ؟

یا رب مددت

الان اینقدر هوا سرده که انگشتام به زور صفه کلید رو می فشورن . سرما از زمین و هوا می باره . تو سایت از بیرون سرد تره . به قول دداش گلمان "زمین و آسمان با ما به کین است ". سیستم های سایت دیگه نیاز به فن نداره و سی پی یو و هارد و کارت گرافیک و ... ( یکی نیست بگه بچه های کامپوتر تو همیناش موندن ، تو رو چه به این حرفا ! ) دیگه به فن احتیاج ندارن.

چی بگم از کجا بگم ؟! دردم و با حاجی کاظمی ، مهندس خضایی ، دکتر پولادی یا پری جون (ایشون مذکر هستن) بگم ؟

هیچ کدوم . باید چند روز پیش به خدمتکار ساختمون می گفتم که بخاری و نیمه روشن میذاشت . خوب می دونید ... البته حق دارند . پول گازو ، برداشتن یارانه ها و خوشه و وجین و درو و ... (ما)شبانه ها هم که پول بده نیستن(یم).

اه چه قد از این شاخه به اون شاخه می کنم .

می خواستم فقط اولین روزی که تو ترم جدید رفتیم سر کلاس رو ( الان حتما توقع دارین تبریک بگم ؟! ) نه عزیز ،باس تسلیت بگم . دوباره یه ترم جدید و شهریه ندادی و پرتالت بسته می شه و انتخاب واحد نمی تونی بکنی و... دیگه گوشمون پر از این حرفا . ای کاش ... ای کاش یا ما روزانه بودیم یا روزانه ها هم شهریه می دادن . این خوبه. اینجوری که نمی شه . دانشگاه رو با پول ما بسازن بعد با نیشخند بگن ششششبانه . خلاصه یه دل سیر می خوام اینجا حرف بزنم . اما الان دیگه وقتش نیست . دیگه انگشتام توانایی فشار دادن کلیدا رو نداره . ایشالاه باقیش بعد . اگه عمری بود و تو این سرما نمردیم .

خدافظی