راز...
اکثر شما مجموعه مستند « راز یا secret» رو دیدید. یا کتابشو خوندید(اگه ندیدید توصیه می کنم حتما ببینید) توی این مستند یکی از کارشناسان جمله ای رو می گه که جای تامل داره:
« با هر چیزی مخالفت کنی در برابر تو ایستادگی میکند.»
دقت کنید...
« با هر چیزی مخالفت کنی در برابر تو ایستادگی میکند.»
دقت کنید...
هفته ي گذشته بنده براي استقبال از دانشجويان جديدالورود به مجتمع فراخوانده شدم.
اين هفته با من چه كرد ؟!
برشور ، بنر و سي دي را طراحي كردم و با دلي خوش راهي قوچان شدم .پس از مشقت هاي بسيار براي دريافت مجوز طرح ها ( بنده را مجبور به چاپ تمام محتويات سي دي بر روي كاغذ نمودند از جمله ويدئو و نرم افزار! ) ، بنده را با جيب خالي به حال خود رها كردند تا برايشان فعاليت كنم .دو روز مشغول فراهم كردن مقدمات استقبال بودم . تا روز ثبت نام فرا رسيد .

بعضی واژه ها انگار واقعا واسه بعضی اشخاص بوجود اومدن!
یکی از اون واژه ها مهندس که برازنده کسی مثل رتبه 12 مرحله نهایی المپیاد مهندسی شیمی، مهندس علیرضا دهقان بیدختی.
بدون شک کسب این رتبه حاصل و مرهون تلاش های توئه.از صمیم قلب از طرف خودم و تمامی دانشجویان مجتمع بهت تبریگ میگم و موفقیت روز افزونت رو از درگاه خداوند متعال مسئلت دارم.
همچنین سعید جابرزاده عزیز،کسب رتبه 3۴ رو هم به تو تبریک میگم.مجتمع به داشتن دانشجویانی مثل شما افتخار میکنه.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن:دانشجویانی که موفق به کسب رتبه زیر ۱۵ بشن،بدون کنکور در مقطع کارشناسی ارشد میتونن وارد هر دانشگاهی که بخوان بشن!
سلام به همگی
من یه ایده دارم واسه وبلاگ امیدوارم بچه ها با نظراتشون مخالفت یا موافقتشونو با این ایده اعلام کنن که اگه شد...
دانشجویی که سال آخر دانشکده خود را میگذراند به خاطر پروژهای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.او در پروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدورژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود:
1-مقدارزیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ میشود.
2- عنصراصلی باران اسیدی است.
3-وقتی به حالت گاز در میآید بسیار سوزاننده است.
4- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد میشود.
5-باعث فرسایش اجسام میشود.
6-حتی روی ترمز اتومبیلها اثر منفی میگذارد.
7-حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است.
از پنجاه نفر فوق، 43 نفر دادخواست را امضا کردند. 6 نفر به طور کلی علاقهای نشان ندادند و اما فقط یک نفر میدانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!
عنوان پروژه دانشجوی فوق «ما چقدر زودباور هستیم» بود!!
خب ديگه نتايج كنكور سراسري هم اعلام شد و تبعيدي ها !!! ببخشيد ورودي هاي جديد هم مشخص شدن و ديگه بار سفر مي بندن و با هزار آرزو ميان واسه ثبت نام !(طفليا !!!)منم گفتم با اجازه ي ترم بالايي ها(هر چند خودمونم ترم بالايي شديم!!!)قوانين و مقررات مجتمع رو به ورودي هاي جديد گوشزد كنم(نيست تقريبا ما هم جديديم ، حس و حالشونم بهتر درك مي كنيم تازه زمان ما اطلاع رساني نبود!!)كه خداي نكرده در آينده آزار و اذيتي براي مسئولين مجتمع نداشته باشند و اونا تلاشاشونو براي صنعتي كردن اينجا (توضيحات بيشتر در جلسه ي توجيهي خدمتتون عرض ميشه توسط رياست محترم)ادامه بدن !!!
پ.ن.1:دوستان اگر گارد تايم رو رعايت نكردم .......شرمنده![]()
پ.ن.2:اصلا قصد توهين به رشته اي و يا افرادي رو ندارم و فقط يه سري واقعي@ديگه...
پ.ن.3: آسمان سست پي،مرد شكوه عشق نيست رخش مي بايد كه رستم را به ميدان آورد
مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت سیبی فرستاد که در فاصله ای دوراز خانه شان روییده بود:
پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان وپسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند.
سپس پدر همه را فراخواند و از آنهاخواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند .
ادامه داستان در ادامه مطلب........
به ما می گن مسلمون.آره می گن دیگه. ولی چرا می گن:؟
حتما چون پدر و مادرم مسلمونن . حتما چون تو ایران به دنیا اومدیم تو یه کشور اسلامی!
اره دیگه بایدم مسلمون باشیم.
چرا؟
* اي علي ببند ميان خود را براي مرگ ، پس همانا مرگ تو را ملاقات خواهد كرد و جزع مكن از مرگ وقتي كه نازل شود به منزل تو و مغرور مشو به دنيا هر چند با تو موافقت نمايد ... پس يا علي ...
علي يا علي گفت و كمربند در بند قلاب را رهانيد .
قدم در كوچه هاي شب زده ي كوفه نهاد ؛ ميهماني بود ميان علي و كوچه هاي بي عابر كوفه . اين كوچه ها ديگر ردپايي از علي بر خود نخواهند ديد ، گريستند و گفتند يا علي ...
مسجد تاريك بود و آرام ، مي خواست اولين چهره اي كه مي بيند علي باشد و علي . فكر محراب بي علي او را هم آزرد ، در هم شكست و آرام زمزمه كرد يا علي ...
طنين اذان علي لرزه انداخت بر تمام كوفه ، حتي آسمان از هيبت صدا ترسيد و بر خود لرزيد و نعره بر آورد يا علي ....
علي خفتگان را از خواب برانگيخت با نداي يا علي ....
يا علي گفت و پاي در محراب نهاد و به نماز ايستاد ...
آري علي به نماز عشق ايستاد و ديگران به عشق علي به نماز .
همه جا آرام بود و خاموش فقط صداي گامهاي لرزان ابن ملجم بود كه به گوش مي رسيد .
كل ذرات هستي لب به سخن گشودند و فرياد زدند يا علي ... محراب لرزيد و زمين غرق در خون شد و شمشير بر فرق علي آرام گرفت ، آن هنگام كه ابن ملجم فرياد زد ... يا علي ...
خدايا عذر مي خواهم كه گاهي از ته دل
تورا عاري ز هرچه عدل و داد مي دانم.
نه ...
شايد عرش يكتايت بري از ذره اي انصاف و تمكين است .
چگونه نعمت خود را ميان خلق و مخلوقت پراكندي ؟
تو از روز ازل به تبعيض و بي عدلي بها دادي !
نگو اين دست تقدير است .
چرا شب تاريك و روزت روشن است آري ...
تو خود ظالم به ماهي كه آن را در ميان ظلمت شبها رها كردي !
نگو اين دست تقدير است.
...