لحظه را دریاب



***
من ترم بالایی نیستم ولی ترم بالایی هارو دوست دارم***

ادامه نوشته

گدايي يا...

امروز داشتم برنامه سمت خدا رو نگاه می کردم که آقای نقویان صحبت می کرد، به ناگه یاد یک خاطره ای افتادم که گفتنش خالی از لطف نیست.

برای همه مون اتفاق افتاده که توی خیابون یکی جلومونو گرفته و گفته آقا (یا خانوم) به خاطر خدا بهم کمک کنید...


پ.ن: ببخشيد اگه مطلبو خوب بيان نكردم چون من مثل بقيه نمي تونم خوب بنويسم...
ادامه نوشته

دانشجو!!!


دانشجو  کیست؟چیست؟!!!!
از دید مسئولین بالا مقام دانشگاه :

- مهمترین رکن یک دانشجوی نمونه ، پرداخت به موقع شهریه است .
- در مرحله اول ثبت نام دو چیز کافیست اول پذیرفته شدن و دوم فیش واریزی شهریه ، بقیه مدارک باشه برای بعد ( پول مهمه )
- دانشجو فردی است که باید به موقع و قبل از استاد سر کلاس حضور داشته باشد
- نگاه او قبل از کلاس به کفشهایش و در کلاس به جزوه هایش باشد .
- فاقد هر گونه آرایش ظاهری ، باطنی ، داخلی و خارجی باشد .
- از خونه مستقیم بره داخل کلاس و بعد از کلاس مستقیم بره خونه .
- هر چی استاد و مسئولین دانشگاه گفتن بگوید چشـــــــــــم .
- کاری به کار کسی نداشته باشه و کلا" چیکار داره که کی به کی یا با کی تا کی چیکار داره !!!

ادامه نوشته

گیرم کهـ آبـ رفتهـ به جوی بازگردد ...

نمیدونم چی شد که خواستم این مطلبو اینجا بزارم.

اصن نمی دونستمم راجع به چی باید بگم

اما یاد پست "با ارزش ترین دارایی" آقای اکرمی افتادم که تو این پست همه چیزایی که میخواستم بگم کامل گفته شده بود

دشتها آلودهـ ستـ
در لجنزار گل لالهـ نخواهد روييد
گل گندم خوبـ استـ
گل خوبي زيباستـ
هيچكس فكر نكرد
كه در آبادي ويران شدهـ ديگر نان نيستـ
و كسي فكر نكرد
كه چرا ايمان نيستـ
و زماني شدهـ استـ
كه به غير از انسان
هيچ چيز ارزان نيستـــــــــــــــ


پ.ن.۱:قصد نداشتم فعلا پستی بذارم اما با خبر شوکه کننده و البته خنده دارسحر عزیزم دیدم که نخیر ظاهرا سکوت دیگه جوابگو نیستــــــــــــــ

پ.ن.۲:از آقای جلالیان عذر میخوام که این پستو تقریبا بلافاصله بعد پست زیباتون گذاشتم

ادامه نوشته

مسافرکش

راستشو بخواین دلم لک زده بود واسه نوشتن،اما این چند وقته به دلیل ارتکاب به ازدواج و قرار گرفتن در مسیر پر پیچ و خم زندگی مشترک و به طبع اولتیماتوم برای اتمام تحصیل در کمترین زمان ممکن دیگه وقتی برای نوشتن پیدا نمیکردم.دروغ چرا؟وقت داشتم ولی حسو حال نداشتم.همش درگیر افکار شخصی بودم که همینطور که ازش معلومه، شخصیه وغیر قابل چاپ!

اما از سال قبل که خیال ازدواج به کله مان افتاد، در جهت نشان دادن خود و ادعای بزرگی و برآمدن از پس زندگی ، غلطی کرده و به جناب پدر بگفتیم که میخواهیم با همین قراضه(اشاره نزدیک به آردی مدل78) خرج خودمان را در آوریم و بادی به کله مان(!)انداختیم که ما خجالت میکشیم با این سنوسال از شما پول بگیریم!

پدر نگاهی بزرگ منشانه بروی ما بیانداخت و بفرمود:"نه بابا!قضیه چیه؟" و از خدا خواسته سوییچ را کف دستم بگذاشت و گفت بسم الله...

ما نیز از فردای آن روز، کله سحر بلند شدیم و به نزدیکترین آژانس مراجعه کردیم و اسب گونه شروع به کار نمودیم تا آذوغه ای از برای زمان تحصیل فراهم آوریم

ادامه نوشته

راز موفّقيت

مرد جواني از سقراط پرسيد راز موفّقيت چيست. سقراط به او گفت، "فردا به کنار نهر آب بيا تا راز موفّقيت را به تو بگويم."

صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت..

سقراط از او خواست که به سوي رودخانه او را همراهي کند. جوان با او به راه افتاد.

به لبهء رود رسيدند و به آب زدند و آنقدر پيش رفتند تا آب به زير چانهء آنها رسيد.

ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زير آب فرو برد. جوان نوميدانه تلاش کرد خود را رها کند، امّا سقراط آنقدر قوي بود که او را نگه دارد.

مرد جوان آنقدر زير آب ماند که رنگش به کبودي گراييد و بالاخره توانست خود را خلاصي بخشد.

همين که به روي آب آمد، اوّل کاري که کرد آن بود که نفسي بس عميق کشيد و هوا را به اعماق ريه فرو فرستاد.

سقراط از او پرسيد، "زير آب که بودي، چه چيز را بيش از همه مشتاق بودي؟" گفت، "هوا."

سقراط گفت، "هر زمان که به همين ميزان که اشتياق هوا را داشتي موفقيت را مشتاق بودي،

تلاش خواهي کرد که آن را به دست بياوري؛ موفّقيت راز ديگر ندارد."


انتخاب واحد

سلام...

از اونجایی که دیدم یکی از دوستان راجع به یکی از استادا سوال پرسیدن،گفتم شاید بد نباشه واسه این ایام انتخاب واحد،پستی باشه تا بچه ها سوالاتشون رو راجع به استادا و طرز درس دادن و نمره دادن و... بپرسن و دوستان دیگه هم با استفاده از تجاربشون جواب بدن.

فقط خواهشا رعاین نکات ایمنی رو بکنید.

تعطیل!

سلام...

عیدتون مبارک.

و باز هم افزایش تعطیلی های مناسبتی!البته واقعا نمیدونم تعبیر جناب میرتاج الدینی از افزایش یک روزه تعطیلی عید فطر،بعنوان عیدی به مردم درسته یا نه!مهمتر از همه،این تعبیر نشان دهنده طرز فکر یکی از اعضای دولته!بهتره یه این نکته اشاره کنم در این متن به هیچ وجه قصدی بر موضع گیری سیاسی ندارم.

ادامه نوشته

چهار

هفته ی آخر سال همیشه وضعیت فوق العاده اعلام می شد . چون باید ترازهای مالی اداره تا آخر سال بسته می شد و به اداره کل فرستاده می شد . هر کسی که اضافه کاری بر می داشت حقوق دو برابر می گرفت . منم که عاشق پول بودم ، البته تو این دو سال اخیر بابت بالا رفتن اجاره های خونه محتاج پول هم بودم . از خدام بود که اضافه کاری بردارم .

بچه ها تو اداره می گفتن امسال قراره چهارصد هزار تومن برای اضافه کاری بریزن به حساب ، فرصت خوبی بود . دست برقضا اکثر رفقا برای خرید عید و خونه تکونی نمی تونستن بیان اداره ، منم از فرصت به وجود اومده استفاده کردم و این هفته ی آخر به جای دو نفر کار کردم با ندا هم قرار گذاشته بودیم که هفته ی آخر سال بره خونه ی مادرش تا تو خونه تنها نمونه . چون من صبح زود می رفتم وآخر شب بر می گشتم .

امروز، روز آخر کار بود . به ندا زنگ زدم بهش گفتم : امشب خونه ی مادرش بمونه منم میام اونجا تا لحظه ی تحویل سال با هم باشیم . خندید و گفت : باشه .

ادامه نوشته