و خداوند انسان را آفرید

و خداوند انسان را آفرید

در زمین ماوایش داد.آب و خاک و آسمان و همه ی موجودات را مسخر وجود آدمی قرار داد تا پلی شوند برای رساندن او به معبودش.

از نطفه انسانی می سازد ،روحش را در او می دمد ، 9 ماه در رحم مادر از او محافظت می کند و سپس . . .

پسر یا دختر پا به عرصه ی هستی می گذاریم؛به دنیا می آییم و می شنویم ندای بزرگی خدا را،شهادت به رسالت محمد و امامت علی و . . .

همه شادند و می خندند ولی ما گریانیم . . . چرا؟

ادامه نوشته

نوروز مبارک

سايه ي حق،
سلام عشق،
سعادت روح،
سلامت تن،
سر مستي بهار،
سکوت دعا،
سرور جاودانه.
اين است هفت سين آريايي!
 ***
پ.ن.1: آرايايي، نه زرتشتي!
پ.ن.2: آدمو مجبور مي کنن واسه هرچي پي نوشت بذاره!!!

BRAVO 2STAN

یا حق
سلام بچه ها
با اینکه خیلی کلیشه ایی شده تبریک گفتن پیشاپیش سال نو ولی چاره ایی نیست من از همینجا سال نو رو به همه ی بر و بچه های گل بحث ازاد و همه ی کسانی که اینجا سر میزنین و همتون خیلی باحالین که اگه نبودین من اینجا نبودم(نتیجه اخلاقی اینکه من باحالم)تبریک اقا تبریک. تبریک خانم تبریک همین.
راستی جا داره از احسان عزیزم تشکر کنم که خیلی زحمت میکشه دمش گرم
دم همتون گرم همتون باحالین

زرتشت (اهورا مزدا)

می خوام از دینی بنویسم که منشع و اغاز اون از ایران بوده دین مزدیسنا یا زرتشت ...

و میخوام از کتاب اوستا بنویسم ..

از ۱۲ فرمان زرتشت و جالب تر از همه نمازشون ونماد فروهر

(هرگونه انتقاد و مخالفت رو هم با کمال میل می پزیرم)

می خوام از اینجا شروع کنم که:

ادامه نوشته

و کلام آخر...

قایقی خواهم یافت...

در پی قایق سهرابم من...و ندانم آیا...می رساند ندایم به خدا؟!

باتوام ای سهراب...با تو ای مرد خدا...

پشت دریاها هنوز دست هر کودک ده ساله ی شهر شاخه ی معرفتی است؟

و هنوز،خاک موسیقی احساس مرا می شنود؟

خاک اینجا سرد است...خاک اینجا همه ی مردانگی اش مرده است...در درونش همه اجساد کبوتر هایم،که به پاکی خفتند...که به پاکی مردند...

ادامه نوشته

میراث فرهنگی

شاید خیلی ها با شنیدن نام میراث فرهنگی،یاد اماکن باستانی بیفتن!شایدم یاد اسفندیار رحیم مشایی!(البته بدون شک من اولی رو ترجیح میدم!)

میراث فرهنگی کشور من چیه؟!مجموعه تخت جمشید و کتیبه کوروش آیا میراث فرهنگی کشر منه؟!یا نگه داشتن بسیاری از کاخ های ساخته شده در زمان قاجار با هزینه های گزاف و بی خود!به راستی این همه هزینه داره صرف چی میشه؟!صرف نگه داشتن یه سری کاخ هایی که روزی عده ای ستمگر،با تو شیشه کردن خون مردم اونهارو درست کردن؟!آیا این همه هزینه،بازدهی اقتصادی هم داره؟!به چه حقی این هزینه های گزاف داره از بیت المال مصرف میشه؟!و از اون مهم تر،واسه چی؟!

ادامه نوشته

اینجا اخر دنیا نیست ........

سرتو بالا بگیر !اینجا اخر دنیا نیست .....

اینجا  هم ذره ای از خاک خداست ..ذره ای از خاک قدوم یار.......

خاکش برات مقدسه زمانی که بخوای گام وداع بگذاری......

اون روزه که نگاهت مملوء از اشک... اونجاست که اشک تو چشات حلقه می زنه......

اون روزه که ارزو میکنی کاش از لحظه لحظه هام استفاده می کردم ...

روزی که روی زمین خاکی این جا گام بر میداشتی و توی دلت به زمین و زمان می توپیدی ...

یادته...

 

ادامه نوشته

بهار

بهار در تلاطم بودن من گرمایش را به مدد دستان خود می کشد.می کشد تا نور،که ارزانی بودن است و شمعی که سخن تازه می کند تا نسیم.

بخروشید ای گنبدهای بودن و ببارید ای حریم های مبارز.بگذارید یک بار دیگر تلالو سرد خورشید به گرما بدرخشد.

من بهار را دوست نداشتم اما امروز دیگر زمستانی نمانده.در حقیقت این بهار است که دامن خود را به بخشندگی باز می کند و افسوس مرا باور دارد.

این روزها که دیگر بعدهایم هم اکنون شده خیال خلوت کاه گلی حضور را نمی چشم.دیگر احساس(توان)حسرت ندارم که همتا کنم و یکتا به مرگ خود می هراسم.

دخت باد شده ام و نا رفیقان به دنبال همه ی هراس های پیاپی جامه دریدند.

باشد تا به اشک بنشینیم.باشد که تا صبح اولین قیامت سرد باران،مستانه لبخند بزنیم.

شاید اینطور کودکی باشم که در ردپای پوتین های گلی اش خود را پنهان می کند.

شاید این طور دختری باشم که بافته ی گیسوانش از هر امیدی امیدوارانه تر حاضر می شود.

بی تردید امروز سخت مرا فردایی است که سپیده دمش مرا در آغوش می کشد و ستاره ستاره تا حضور اهورایی سبز ترین گام ها مرا غرق می کند،می خواهم اینگونه خیال خام خود را جامه ی عمل بپوشانم.هنوز تخیلاتم نمرده هنوز تا توحید روح اهورایی من سالها باقی است...

 

اغاز کلام

تبلور اولین ترکشهای نگاهت ترنم عاشقانه باران را در کویر چشمهایم جاری کرد

وچون لب به سخن گشودی عطر گل کلامت پنجره ی سرخ را به سویم گشود

وحال من مانده ام ودرد فرقتت..........

مینویسم از بادوباران از زمستان و اشکهای نم نمش...

می نویسم از پائیز و برگهایش....

مینویسم از صدای ناله زرین برگ های زمستان ...

می نویسم از وداعشان....

مینویسم از اسمان ونگاهش .....از خاک وقدم هایش...........

و مینویسم ازانتظار سبز........

یاد یار . . .


در کنار جوی آبی،عشق و یادی،جای خالی،بوسه بر لب های یک یار خیالی،با صدای زوزه ی باد بهاری.

خسته بودم در هوایت،مرغ عشقی با پر وبال شکسته در نگاهت،دل سرایت ،من فدایت،گریه های عاشقانه در فراقت.

اشک ماتم شد سرازیر،این دلم پیر،همچو یک شیر صدای ناله ی من شد جهان گیر،زمان هم از وجود من شده سیر.

دلم مُرد،زمین خورد.

خدای من چرا عشق مرا مردی دگر برد ؟؟؟


توضیح:اینو دو سال پیش گفتم--->خواهشا استعداد هاتون رو در زمینه  شایعه سازی شکوفا نکنید

هفت تپه ( بهشت ثانوی )

هفت تپه ، بی شک این نام را بار ها شنیده اید . حال در هر نقطه ای از ایران که باشید . قطب توریستی شرق کشور ! نشان دهنده ی تاریخ یک ملت . شکارگاه پادشاهان و دلیران ، تفرجگاه خانان ، خانقاه عارفان ، میدان ورزشکاران ، خلوتگاه عزلت نشینان ، پیست موتور سواران ، مکان معتادان ، مخفیگاه مزدوران ، منتها الیه ولگردی دانشجویان ... و به گویش امروزی ها کوهستان پارک نشاط . این مکان ( همان طور که از نامش نمایان است ) در ارتفاعات شمال قوچان واقع است . برای رسیدن به بهشت ثانوی ( هفت تپه ) باید از وادی های بسیار گذر کرد و به مقام والای توریست نائل آمد .

چندی پیش با همرهان عزم این دیار کردیم و دانستندیم که راهی بس جانکاه و مهیب است . رخت بر تن کردیم ، ره توشه بستیم و برای تسکین دلهای زخم خورده مان چنگی با خود همسفر نمودیم تا با فریادش طراوت در روحمان جاری یابد  و پیمان نهادیم که هر کس قلل هفت گانه ی بهشت ثانوی را فتح نمود از یاد یاران غافل مباشد .

وادی اول :

ادامه نوشته

بزن باران....

سلام...

بازم مثل همیشه...!!!

اینجا خرابه؟!خوب چرا درستش نمیکنین؟!چرا حداقل گامی واسه درست شدنش بر نمیدارین؟!میترسین بی ادبی باشه؟!یا میترسین حراست فرا بخونه شما رو؟!یا...

اما علی(ع) چه قشنگ میگه!میفرمایند:((در دنیا دو نفر گنه کارند،ظالم و مظلوم))

نه!توروخدا نگین نمیشه!نگین دهنمونو بستن!خودتون دهنتون رو بستین!کسی که پایبند به اعتقاداتش باشه،دیگه از این حرفا نمیزنه!نه،نمیزنه!از چیزی نمیترسه!حداقل واسه رسیدن به اهدافش،گام بر میداره.میتونی بگی.خودمونو گول نزنیم!خودت،خودت رو زمین گیر کردی!میترسی؟!نکنه تو هم ترس رو به روح خودت میخ کردی!خود خداوند هم میگه تو کتاب جاویدانش،که تا یک قوم خودشون نخوان،وضعیت اونها عوض نمیشه!به وظیفه خودت عمل کن....

 

ادامه نوشته

مرگ

دم و بازدم، دم و بازدم، دم، بازدم، باز دم، دم ریتم خاصی ندارد   

گاهی می آید و گاهی می رود بدون دلیل، نه امّایی در کار است نه چرایی     

دستور یا حکم چه فرقی دارد دست من و تو نیست، بایدی در کار است فقط باید، بدون دلیل

شادی  و غم را با هم می آورد، سادۀ ساده است، سیاه سیاه است، سیاهی که سفیدیش از درون خاکستری اش پر رنگ تر است، بدون دلیل 

از کودکی از او می ترسند آن روزهایی که از پس امروز می آیند، نیز از او می ترسند. درد دارد البته کمی.  رنج دارد البته کمی، بدون دلیل

دیدنش به یکبار است، یکباری که برای خودش عمری است عمری که دم و بازدم است، بدون دلیل

سبکبالی ها

سبکبالی ها وقتی به اوج می رسید،فریادها رها می شدند و گاهی در نگاه های تشنه سیلی بود افسون گریه ها در فضا.

ستم ندیده،نکرده،جامه را هرگز، دریدن نباید.چیزی به وسعت انسانیت انسان را نئشه می کند.گاهی دین نیاز است،گاهی واجب می شود و مستحبات لبایی پر برکت در وادی روحانیت عشق است.

رادمردی در سیره ی مردان نیست با او  ،دیده اش نمی بیند...معبودا... افسوس دلش پی اعتمادی عجیب تافته ات را جدا بافته.

کاش رسم میکردی آنچه خطایش را

پاسخ بود

...

عبرت قرن

عبرت قرن در نگاه های وادی گذشته است.من به عصیان همه ی ای کاش ها می نویسم.

زمزمه ی نم آهنگ محزون گرفتاری هاست

گلایه ها از دلم،شکوه ها از قلم همه سنت است. و من حرف دل می زنم...

خستگی شاید در چهره ات باشدو شاید اینجا نرسد سرآغازی که نوشته ام

اما!

دیروز می بارید،با ترانه باران

 

و امروز...

مزدور

مزدور

مزدور...شهر مزدوران...مزدوران زنخدان دریده...آنقدر می شویند و می خوابند و می روبند که ...دیگر خودشان هم باور ندارند که مزدورند.

مزدور لحظات پست اعتماد...مزدور شهوات دون التهاب(التهاب آدمیت)

ای تنها ترین تنها،ای کودک من

تا زمانی که غرق در رنگارنگ کودکی هستی و تا آن لحظه ای که از عصمت سیر نشده ای

آنقدر می پری و می خندی و می دوی که...

می توان تو را صدا زد،نگاه کرد و...حسد ورزید

چرا که همین که چشمان نرمت را بر هم گذاری تند بادی تو را در می نوردد و تو قهقهه خواهی زد

دیگر بار می نویسی برای فرزندت:

                                

                                                         شهر من،شهر مزدوران

دنیا و ما. . .

جدیدترین رتبه‌بندی دانشگاه‌های جهان رتبه‌بندی دانشگاه‌های جهان در فوریه 2010 بر اساس وبومتریک اعلام شد که دانشگاه‌های برتر دنیا در این رده‌بندی به کشور آمریکا اختصاص یافته و دانشگاه تهران به عنوان برترین دانشگاه ایران، چند پله صعود داشته است. رتبه‌بندی «وبومتریک» که دانشگاه‌های جهان را بر اساس ارزیابی آموزش‌های برتر در وب، حجم، قابلیت دید و اثر (impact) صفحات وب منتشر شده توسط دانشگاه‌ها و منابع اطلاعات و تفسیر آنها رتبه‌بندی می‌کند در فوریه 2010 میلادی منتشر شد. 10 دانشگاه برتر دنیا بر اساس این رتبه‌بندی جدید، 10 دانشگاه برتر از میان 8 هزار دانشگاه برتر جهان که بر اساس حجم وب سایت، قابلیت دید، غنای مطالب منتشر شده و پژوهشگران سنجیده شده‌اند به طور کامل به ایالات متحده آمریکا تعلق دارد. 10 دانشگاه برتر وبومتریک را به ترتیب دانشگاه‌های هاروارد، MIT موسسه تکنولوژی ماساچوست، استنفورد، کالیفرنیا برکلی، کرنل، واشنگتن، مینه سوتا، جان هاپکینز، میشیگان و ویسکونزین مدیسن تشکیل داده‌اند.

 

ادامه نوشته

به کدامین گناه؟

داروین را کافر می دانیم و نظریه اش را کفر محض می خوانیم.

یادم می آید جایی خواندم هیتلر از همین نظریه استفاده می کرد و دلیل جنگ هایش را برای سربازهایش طبق همین نظریه توجیه کرد.او می گفت: چون ما از تک سلولی ها(موجودات کوچک و کم ارزش) بوجود آمده ایم و به این قدرت رسیده ایم.امکان دارد این تک سلولی ها دوباره تکامل پیدا کنند و ما را به زیر بکشند و خود به قدرت برسند.پس ما باید آنقدر بجنگیم و به قدرت لایزالی برسیم که همگان سر تعظیم برایمان به زیر آورند...

ادامه نوشته

منو بکوب

سلام یه سلام خسته و له شده

از کجا بگم تا اومدیم یه شعر تو وب گذاشتیم همه مارو کوبیدن اقا شعر نذارینو ال و بل.

بعد اومدیم مطلب بذاریم دوباره شروع شد سروش جان که خیلیم خاطرش عزیزه واسم با یه پتک 10000تنی راست کوبید تو سر ما که اقا مطلب اینجوریشو نمیخوایم بعد ش احسان :وحید کلماتت محاوره ایی بود مجبور شدم یه قسمتاییش رو سانسور کنم(مثل این تلویزیون کشور خودمون میمونه سانسور زیاد داره)و از این حرفا پشت بندش رضا:((وحید اینجور مطالب به درد ما نمیخوره و کلی از این حرفا))بابا یهو بگین وحید تو دیگه نمیخواد مطلب بذاریو خلاص دیگه چرا این کارارو میکنید.

همه جا دهنه مارو بستن و فیلتر کردن زبون سرخ اعتراضو زیره تیغه کردن گفتیم اینجا میشه حرف زد ولی مثل اینکه(جریان همونی که واستون گفتم که ما هر جا کاری بکنیم ... که احسان جان لطف کردن سانسور کردن من همینجا ازشون تشکر میکنم mekh30)


کلاس 8 صبح

لذیذترین،دلچسب ترین،مهمترین،قشنگ ترین و... خواب،خواب سر صبح از ساعت 6 تا ساعت 12 می باشد.
عده ای براین باورند رویاهای صادقه هم دراین ساعات شکل می گیرد،اماکشنده ترین ومهلک ترین امر یا بهتره بگیم سم برای یک دانشجو کلاس 8 صبح می باشد.
بنده فردی را می شناختم از دوزخ خوف و تشویش دارد ومن نه،ببخشیدکه به دلیل مزبور_کلاس 8 صبح_مورد عنایت استاد قرار گرفته ودرس ایشان محذوف گردید؛دیگری گر چه با گرگ ها بود دمخور،ظاهری چون میش دارد ومن نه،پوزش می طلبم که به دلیل مذکور_کلاس 8 صبح_آزمایگاه فیزیک 1 رابا نمره ی 11 به اتمام رساند.خود من از آن مادگانم ازآن مادگان بی مقام که ...
ازهمه زیباتر اینکه در میان دانشجویان و دانش پژوهان ساعی وسخت کوش یک نفرشهره ی عام وآش شده بود آن هم به این دلیل که هروقت از شبانروز که می خوابید عاجزانه درخواست می داشت که وی را 8 صبح بیدار کنند؛اما وقتی 8 صبح فرا می رسید نزدیک شدن به این موجود خارق العاده و سیخ منش کار راحتی نبود؛البته جای بسی امیدواری وخوشحالی داشت که این موجودبا صدای،دقت کنید با صدای لرزیدن لرزاننده ی تلفن همراهش خواب را بدرود می گفت اما چشم شما روز بد نبیند کافی بود 8 صبح اورا مورد خطاب قرار دهی که بیدارش کنی تا تمام رشته ودرس واستاد ورئیس ودوست وهمسایه و... را مورد لطف وارادت دوستانه وصمیمی خویش قرار می داد به قول معروف سحر خیز باش تا با همه دوستانه و صمیمی شوی.

بدرود Gmail

بله بعد از بسته شدن سايت هايي مثل myspace ، facebook ، tinypic و ... حال شاهد بسته شدن ايميل شركت افسانه اي گوگل ( جيميل ) هستيم .

مدیرعامل شرکت فن آوری اطلاعات سعيد مهديون در نشستي خبري با كمال افتخار به بستن جيميل باليد و اظهار داشت بسته شدن جيميل فرصتي است براي هدايت مردم به سمت ايميل ملي . حال ايميل ملي كجاست !؟

اين عمل دولت اعتراض هاي گوناگوني به دنبال داشت كه در اين خصوص مهديون گفت : (( هر كس اعتراضي دارد بايد به سازمان تنظيم مقررات منعكس كند ( كه البته از هم اكنون هيچ اعتراضي وارد نيست و شما نبايد از جيميل استفاده كنيد .).) نكته ي قالب توجه اينجاست كه ايميل ملي ديگر چيست ؟ بعد از داستانهايي مانند رجيستر گوشي هاي همراه و گوشي همراه ساخت داخل ، گران شدن اس ام اس انگليسي و محدوديت تايپ اس ام اس فارسي و ... حال شاهد تكرار تراژدي مشابه هستيم كه بدون ايجاد پيش نياز ها و زير ساختار ما را از تكنولوژي منع مي كنند . ترس دولت نسبت به استفاده ي مردم از تكنولوژي روز جالب توجه است و به هر شيوه ي ممكن مردم را در اين زمينه محدود نگه مي دارند .

آيا هدف از بستن جيميل هدايت مردم به سمت ايميل ملي بود ؟ خودتان قضاوت كنيد !

لزوم التزام عمل به وظیفه

سلام...

اینجا خرابه!استاد نداره!سایتش سرده!حراستش اینجوره!ریاستش اونجوره!و...

بسه دیگه!چقدر این حرفا رو میزنید؟!چقدر آیه ی یاس میخونین؟!خسته نشدین؟!گلتون خشک نشد؟!

من منکر مشکلات نیستم.خیلی بیشتر از شماهام میتونم مشکلات رو بگم!اما نمیگم به این سبک.آیه یاس نمیخونم!وقتی مشکلی رو میگم،برای اصلاحش هم باید راهی داشته باشم!از اون مهمتر باید به سمت اصلاحش گام بردارم!مهمترین قسمتش اینجاست!اما کمترین بها رو ما به اون میدیم!همه فقط بلدیم مشکلات رو بیان کنیم،اما وقتی بحث اصلاح این مشکلات میشه،پا پس میکشیم!اون موقع همه میگیم نکنه ما رو حراست بخواد!نکنه توبیخی بخوریم!نکنه نمرمون کم شه!نکنه استاد با ما لج بیفته!و صد ها موضوع دیگه از این دست...

اما آیا تا به حال به این فکر کردیم که قیمت و بهای هر چیز چقدره؟!قیمت نمره یه استاد بیشتره یا شخصیت خودمون که هر جلسه توسط بعضی اساتید زیر سوال میره؟!لابد همه ما میگیم قیمت شخصیتمون دیگه!اما تا به حال شده خودمون واسه این شخصیت ارزش قائل بشیم؟!وقتی استاد رسما داره توهین میکنه هممون از ترس نمره،ساکت میشیم و میزاریم هر چی میخواد بگه!میگیم بزار نمرمون رو بگیریم و بریم دیگه...اینه که بده!!!

البته هر مشکلی یه راهی داره!وقتی دست تو چاقو و دست طرف مقابلت کلت هست و از هم فاصله دارین،احمقانه ترین کار اینه که چاقوت رو بکشی و از فاصله دور به سمتش حمله کنی!آخه طرف مقابل مطمئنا هنوز بهش نرسیدی،با کلتش به تو شلیک میکنه و تو رو میکشه!اما اگه بتونی بهش نزدیک شی،چاقوت رو که دربیاری،تا اون بخواد کلتش رو در بیاره،تو با چاقوت کار اون رو ساختی!!!

ای کاش روزی برسه که خودمون حداقل واسه شخصیت خودمون ارزش قائل شیم!مقابل هر توهینی سر خم نکنیم!

روزی برسه که هممون خودمون رو ملزم به عمل به وظیفه بدونیم!

 

من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمی خیزند
من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد ؟
چه کسی با دشمن بستیزد ؟
چه کسی پنجه در پنجه هر دشمن دون آویزد
دشتها نام تو را می گویند کوهها شعر مرا می خوانند
کوه باید شد و ماند رود باید شد و رفت
دشت باید شد و خواند

عزت زیاد...

روز مهندس مبارک

پنجم اسفند ماه، روز بزرگداشت دانشمند بزرگ ایرانی "خواجه نصرالدین طوسی " و "روز مهندس" ، به شما دوست گرامی هیچگونه ارتباطی نداره ... هرموقع که از این خراب شده فارغ التحصیل شدی ، اون موقع این روز رو بهت تبریک میگم ...

سیخ مجتمع اموزش عالی ما

به نام حق

سلام بچه ها
امروز می خوام واستون از مجتمعمون بگم(آره درست شنیدی مجتمعمون.چی فکر کردی مجتمع مال خودمون اصلا اگه ما نبودیم که مجتمعی هم نبود پس طبق قوانین فلسفه مجتمع مال خودمونه زدیم ... تو قوانین فلسفه خوب چیز طبیعی هستش ما هرجا سیخ میکنیم اینجوری میشه)
بگذریم حالا موندم ا  کجا بگم اخه مجتمعمون اینقد کارش درسته(در نتیجه کار ما درسته اینم فلسفی بود)که واقعا حیرونم ا کجاش بگم.
حالا ا یه جایی رندوم شروع میکنیم(واقعا رندومش واقعی هستش و من هیچ مسئولیتی رو در این مورد قبول نمیکنم)رندوم زدیم شد رئیس مجتمعمون:باز دوباره اینقدر این رئیس پر محسنات هستش(نمیشه صورتشو بوسید)که من موندم ا کجا شروع کنم.باشه اول ا مدرک دکتراش میگم(تازشم مدرکش افتخاری که نیستش هیچی ا دانشگاه ازاد قوچانم نیس بعلاوه که مدرک ایشون ادبیاتم فکر نمیکنم باشه(البته این اخری منبعش نامعلومه ها)پس مدرکش phpی abcی (اینا جزو مدارک جدید عالی هستش که ا PHDهم معتبر تره فقط خارجکیش هست حتی چینیشم هنو نیومده چه برسه به وطنیش )چیزی باس باشه دیگه که این باعث افتخاره واسه ما که مدرک ریئس مجتمعمون از این خارجیاست.
بریم سراغ محسنات بعدی:(البته ایشون محسنات رو صورتشون زیاد دارن)میخام ا شهره ی عام و خواص بودن ایشون بگم اینقدر ایشون انسان با شخصیت محبوب دوست داشتنی ...هستن که حتی تمام بقالیهای شهرم میشناسنش(البته شهرشم شهر نیست خداییش ا  روستای مام کوچیکتره و نکته ضریفش اینکه ما ا پشت کوه اومدیم البته با
F16 تا اینجا شد مجتمع...)بیخی دیگه اینکه ایشون رو حتی نمکیهای شهرم میشناسنشو ...(البته باز این یکی هم منبع معلومی نداره)خلاصه ما هرچی بگیم ا  محسنات کم گفتیم...بقیشو میزارم واسه ی رو دیگه که بازم چرتو پرت واسه گفتن داشته باشم
البته از این ب بعد چرت و پرت زیاد چون می خوام ا همینجا که شروع کردم برم تمام مسئولین پرسنل کارکنان دانشجویان(جان ا خودمون چقد تعریف کنم)خلاصه در مورد همه چرت پرت دارم واسه گفتن
بچه ها تا داستان بعدی فعلا ما دم قیچی میکنیم تا فرصت بعدی اخه یهو بگم حوصلتون سر میره

باران

وای ، باران

باران

شيشه پنجره را باران شست

از دل من اما ،

چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

سلام بروبچ عزیز منم اومدم.{آخر ترم 3 راه برگشت به خوابگاه} سروش یعنی میشه بچه های ما هم با هم صمیمی تر و راحت تر باشن؟! مث بقیه؟همه کله هاشونو میندازن پایینو از جلو هم رد میشن... انگار نه انگار.... بابا یه همکلاسی گفتن .یه سلام خشک وخالی....بعضی هام که ... اصلا ولش کن.بیا یه وبلاگ بزنیم... باشه؟! سروش:دعوا نشه ها !{ رسیدیم خوابگاه }می زنیم.

باشید تا باشیم...


اي دريغا

اي دريغا که همه مزرعه دلها را
 علف هرزه کين پوشاندست
و همه مردم شهر
بانگ برداشته اند
که چرا سيمان نيست
و کسي فکر نکرد
که چرا ايمان نيست!!
 و زماني شده است
که به غير از انسان
هيچ چيز ارزان نيست!!