سلام...
اینجا خرابه!استاد نداره!سایتش سرده!حراستش اینجوره!ریاستش اونجوره!و...
بسه دیگه!چقدر این حرفا رو میزنید؟!چقدر آیه ی یاس میخونین؟!خسته نشدین؟!گلتون خشک نشد؟!
من منکر مشکلات نیستم.خیلی بیشتر از شماهام میتونم مشکلات رو بگم!اما نمیگم به این سبک.آیه یاس نمیخونم!وقتی مشکلی رو میگم،برای اصلاحش هم باید راهی داشته باشم!از اون مهمتر باید به سمت اصلاحش گام بردارم!مهمترین قسمتش اینجاست!اما کمترین بها رو ما به اون میدیم!همه فقط بلدیم مشکلات رو بیان کنیم،اما وقتی بحث اصلاح این مشکلات میشه،پا پس میکشیم!اون موقع همه میگیم نکنه ما رو حراست بخواد!نکنه توبیخی بخوریم!نکنه نمرمون کم شه!نکنه استاد با ما لج بیفته!و صد ها موضوع دیگه از این دست...
اما آیا تا به حال به این فکر کردیم که قیمت و بهای هر چیز چقدره؟!قیمت نمره یه استاد بیشتره یا شخصیت خودمون که هر جلسه توسط بعضی اساتید زیر سوال میره؟!لابد همه ما میگیم قیمت شخصیتمون دیگه!اما تا به حال شده خودمون واسه این شخصیت ارزش قائل بشیم؟!وقتی استاد رسما داره توهین میکنه هممون از ترس نمره،ساکت میشیم و میزاریم هر چی میخواد بگه!میگیم بزار نمرمون رو بگیریم و بریم دیگه...اینه که بده!!!
البته هر مشکلی یه راهی داره!وقتی دست تو چاقو و دست طرف مقابلت کلت هست و از هم فاصله دارین،احمقانه ترین کار اینه که چاقوت رو بکشی و از فاصله دور به سمتش حمله کنی!آخه طرف مقابل مطمئنا هنوز بهش نرسیدی،با کلتش به تو شلیک میکنه و تو رو میکشه!اما اگه بتونی بهش نزدیک شی،چاقوت رو که دربیاری،تا اون بخواد کلتش رو در بیاره،تو با چاقوت کار اون رو ساختی!!!
ای کاش روزی برسه که خودمون حداقل واسه شخصیت خودمون ارزش قائل شیم!مقابل هر توهینی سر خم نکنیم!
روزی برسه که هممون خودمون رو ملزم به عمل به وظیفه بدونیم!
من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمی خیزند
من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد ؟
چه کسی با دشمن بستیزد ؟
چه کسی پنجه در پنجه هر دشمن دون آویزد
دشتها نام تو را می گویند کوهها شعر مرا می خوانند
کوه باید شد و ماند رود باید شد و رفت
دشت باید شد و خواند
عزت زیاد...