۱۰ درس شگفت انگیز از زندگی انیشتین

۱۰ درس شگفت انگیز از زندگی انیشتین

 

 

 

۱ . کنجکاوی را دنبال کنید

“من هیچ استعداد خاصی ندارم .فقط عاشق کنجکاوی هستم “

چگونه کنجکاوی خودتان را تحریک می کنید ؟ من کنجکاو هستم. مثلا پیدا کردن علت اینکه چگونه یک شخص موفق است و شخص دیگری شکست می خورد .به همین دلیل است که من سال ها وقت صرف مطالعه موفقیت کرده ام . شما بیشتر در چه مورد کنجکاو هستید ؟

پیگیری کنجکاوی شما رازی است برای رسیدن به موفقیت.


۲ .پشتکار گرانبها است

“من هوش خوبی ندارم، فقط روی مشکلات زمان زیادی میگذارم”

تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است تا زمانی که آن را برساند.مانند تمبر پستی باشید ؛ مسابقه ای که شروع کرده اید را به پایان برسانید .

با پشتکار می توانید به مقصد برسید.


۳. اشتباه کردن

“کسی که هیچ وقت اشتباه نمی کند هیچ وقت هم چیز جدید یاد نمیگیرد “

هرگز از اشتباه کردن نترسید .اشتباه شکست نیست .اشتباهات شما را بهتر،زیرک تر و سریع تر می کنند، اگر شما از آنها استفاده مناسب کنید . قدرتی که منجر به اشتباه می شود را کشف کنید .

من این را قبل گفته ام ،و اکنون هم می گویم ، اگر می خواهید به موفقیت برسید اشتباهاتی که مرتکب می شوید را ۳ برابر کنید .



بقیه در ادامه مطلب...


ادامه نوشته

؟؟؟؟؟؟

و تمام شد!!!!!!

دیدید بعضی وقتا مرگ چقدر نجات بخش؟؟؟؟؟؟

واقعا چرا بعضی آدما به این باور میرسن که مرگ قشنگ و تنها راه فرار از گرفتاریهاست؟؟؟؟؟؟؟

واقعا خدایی نیست که بهش توکل کرد؟؟؟؟؟؟

یا تو سختی هایی که به اصطلاح کمر شکنن بهش تکیه کرد و کمر راست کرد؟؟؟؟؟؟

واقعا مشکل و گرفتاری هست که از عظمت و قدرت خدا بزرگتر باشه؟؟؟؟؟؟

پر کشید ...

شمعی که در طوفان ها می درخشید ، خاموش شد . اسوه ی استقامت و صبرمان پر کشید . آن شیرین زبان پر مدعا تنهایمان گذاشت .

مهدی ایزانلو عزیز جایت بین ما خالیست . 



جایی برای لاک پشت ها نیست...

به نام تو...

شماها یادتون نمیاد. اون زمونا که ما بچه بودیم یک کارتونی پخش میشد اسمش خاطرم نیست! ولی حتی تو اون ویژه نامه همشهری جوان هم هیچ اثری ازش نبود. تو این سایت هایی که عکس کارتونای قدیمی رو میذارن و نوستول* میترکونن هم تا حالا ندیدمش. ولی خوب یادم میاد. اصلا شاید یکی از کارتونایی که بیشترین تاثیر رو توی دوران کودکی رو من داشت همون بود. غرض از از این حرفا، جونم واستون بگه که سه تا میمون بودن که توی هر قسمت داستان های آموزنده تعریف می کردن. داستان ها هم انصافا آموزنده بود در حد تیم ملی. یادم هست هیچ وقت تماشای این کارتون رو از دست ندادم. همیشه روال اینجوری بود که اول هر قسمت این میمونا با هم یه صحبتی می کردن و یه اتفاقاتی پیش میومد و بعد یه داستان تعریف می کردن متناسب با همون اتفاق. بعد آخر هر قسمت هم که این میمونا با دُمشون از درخت آویزون بودن و همیشه یکی شون با کله می خورد زمین. با صدای بوووم!...

ادامه نوشته

هی!

چندی پیش شورای صنفی مجتمع پیشنهاد برگزاری تریبون ((آزاد)) دانشجویی را با معاونت امور دانشجویی و فرهنگی مجتمع در میان گذاشت.ایشان همان ابتدا برگزاری این مراسم را منوط به اجازه دادن رئیس مجتمع عنوان کردند و از ما خواستند تا ابتدا با ایشان صحبت نمائیم.


ادامه نوشته

نیایش

محبوبم کاش هیچوقت، لحظه ای هم حس نکنم از تو بی نیازم بی یاد تو من تنهایم،

ولی باز خاطر خیالم همیشه از تو جمع است،که تو هستی با من

! باز بی بهانه مرا در آغوش کشیدی، اشک پشیمانی و شوق قلم از دستم انداخت باز بی اختیار سر به زمین می گذارم و آرام می گویم: الا بذکرالله تطمئن القلوب

. کاش می شد  امشب باز با صدای بلند تو را بخوانم ای نزدیک تر از هر چیز به من!

بگو همین الان بگو که دیگر هیچوقت بی یاد تو نخواهم زیست.حتی چشم بر هم زدنی

ای نهایت بزرگی، تنهایی ام را ببین ، سکوت و دریای بی پایان غمم  را  ولی نه!!! معبودم من اگر با تو ام چرا غم؟ چرا تنهایی؟ چرا سکوت؟...