" من مرده پرستم ، ای کاش زنده پرست بودم "

هفت آبان، یک سال از پروازت میگذرد مهدی جان و من همچنان با خود میگویم:

"من مرده پرستم، ای کاش زنده پرست بودم"

خوش به حالت حتماً آنجا راحت راحتی، دیگر خبری از ترحم های من نیست. من که تا خبر پروازت را شنیدم، آه کشیدم و برخود پیچیدم که ای وای چه گلی را چید باغبان زندگی، اما آن زمان که بودی و بالت بسته بود چرا ندیدمت، ای گل؟ چرا آن زمان که بودی به خاطر دنیا و آدم نماهایش، اخم بر تو میکردم و دست رد بر سینه ات میزدم؟ چرا آن زمان نفهمیدم که تو که هستی یا چه هستی؟

تلنگری که خدا بر من زد؟

تلنگری که خدا بر من زد و تلنگر های قبلی و بعدی اش که هنوز با خود میگویم:

"من مرده پرستم، ای کاش زنده پرست بودم"

روصتا

کمی پیش از انغلاب ، در یک روصتای دور افتاده ، مدرسه کوچکی بود با طعداد کمی دانش آموذ .


ادامه نوشته

سلام

اصولا تبریک تولد خیلی خوبه

پس احسان جان تولدت مبارک

...


...

سلام خدمت دوستان عزیز

بعد مدت ها به صورت کاملا اتفاقی کلمه عبورم را به یاد آوردم و ...

امروز تولد یه شخصیست با شخصیتی شخصی که ...

تولدت مبارک سروش عزیز

...

خط قرمز مرگ

روی دستش، خط قرمزی است، جای بریدگی.  همیشه سرش پایین و سکوت جزِِیی از وجودش، گویا لال است.
ادامه نوشته

.....مرگ.....

 

.....مرگ.....

 

روزی آمد

       مردی آمد

               روزی از پس امروز، مرگی آمد

صدایی آمد

     صدای ناقوس مرگ

آشوب به پا شد

                         ...

ادامه نوشته

مرگ

دم و بازدم، دم و بازدم، دم، بازدم، باز دم، دم ریتم خاصی ندارد   

گاهی می آید و گاهی می رود بدون دلیل، نه امّایی در کار است نه چرایی     

دستور یا حکم چه فرقی دارد دست من و تو نیست، بایدی در کار است فقط باید، بدون دلیل

شادی  و غم را با هم می آورد، سادۀ ساده است، سیاه سیاه است، سیاهی که سفیدیش از درون خاکستری اش پر رنگ تر است، بدون دلیل 

از کودکی از او می ترسند آن روزهایی که از پس امروز می آیند، نیز از او می ترسند. درد دارد البته کمی.  رنج دارد البته کمی، بدون دلیل

دیدنش به یکبار است، یکباری که برای خودش عمری است عمری که دم و بازدم است، بدون دلیل