هفته ي گذشته بنده براي استقبال از دانشجويان جديدالورود به مجتمع فراخوانده شدم.

 اين هفته با من چه كرد ؟!

برشور ، بنر و سي دي را طراحي كردم , با دلي خوش راهي قوچان شدم .پس از مشقت هاي بسيار براي دريافت مجوز طرح ها ( بنده را مجبور به چاپ تمام محتويات سي دي بر روي كاغذ نمودند از جمله ويدئو و نرم افزار! ) ، بنده را با جيب خالي به حال خود رها كردند تا برايشان فعاليت كنم .دو روز مشغول فراهم كردن مقدمات استقبال بودم . تا روز ثبت نام فرا رسيد .

هر روز 10 ساعت در جوار مسئولين و پرسنل مجتمع بوديم  .

براي ما كه دانشجو بوديم مشكلات بسيار بود .حتي براي گرفتن ناهار بايد خود را به درو ديوار مي كوبيديم تا قول هايشان را به عمل تبديل كنند ، و هزار و يك قول مساعدت ديگر كه در دل ما خشكيد و ...

 نميخواهم در اين پست شكايت شخصي انجام دهم فقط اطلاعاتي را كه در اين هفته بدست آوردم را در اختار شما قرار خواهم دهم .

ثبت نام داراي 10 مرحله بود .گاهي اوقات مرا به ياد بازي مارو پله مي انداخت كه با نيش ماري به مرحله هاي قبل سقوط مي كردي و با ديدن نردبان بند "پ"  از روي سر مراحل جست مي زدي . بارها و بارها ديدم كه دانشجوياني در مرحله ي 10 به مرحله ي 1 باز گردانده شدند . مرحله ي 10 نزد ما به غول مراحل معروف بود و امكان Game over شدن بالا .كشف نموديم كه يكي از پرسنل داراي مرض قند ( ديابت ) مي باشد . زيرا هر نيم ساعت تعطيل مي نمود و در سرويس هاي بهداشتي نيم ساعت ديگر را مگذرانيد ( خوش بينانه ترين نگاه ) و در اين نيم ساعت صف هايي طويل شكل مي گرفت و هنوز كار صفيون راه نيوفتاده بود كه نيم ساعت بعدي فرا مي رسيد ...

فرم ها نيز به نوبه ي خود جالب بود . فرم منشور اخلاقي ، فرم مركز مشاوره ، وضعيت سلامت روان ( كه بيشتر شبيه به آزمون تستي بود ) .

 

اما در كل وضع عمومي ثبت نام خوب بود و فقط گروهي خرد ناراضي .

حرف از ثبت نام زياد است ولي به نكته هايي كه در اين هفته يافتيم در مورد مجتمع توجه نماييد.

ساختمان جديد رو به اتمام است البته تا آخر مهر كامل نخواهد شد . بر روي آن بيل بورد بزرگي نصب كرده اند كه از راه دور به چشم مي خورد . در كل زيباست .

آقاي كاظمي قول شروع ساختمان جديد را پس از اتمام ساختمان شماره ي 2 داد و گفت پس از اتمام ساختمان شماره ي 3 مجتمع ميتواند به دانشگاه تبديل شود.

آقاي كاظمي دانشگاه شخصي خود را به نام " موسسه ي آموزش عالي فني و مهندسي اترك" افتتاح نمودند و در آنجا نيز خود را به سمت رياست برگزيدند . 

سلف آقايان به خانم ها واگزار شده و مقرر شد جيره هاي آقايون در خوابگاه ها پخش شود .

بعد از استرداد نمودن مجموعه ي تربيت معلم ديگر آشپزخانه اي در كار نيست و به گفته ي شخصي مطلع تا 10 مهر مجتمع قادر به دادن غذا به دانشجويان نيست .

سرويس ها از روز اول مهر با 5 ناوگان اتوبوس كار خود را شروع ميكنند ( شروع كلاس ها از 24 شهريور اعلام شده ! )

هوا بسيار سرد بود ! به 4 درجه بالاي صفر در روزهاي ثبت نام رسيده بود .

...

در پايان جا دارد واقعا از چند نفر تشكر كنم . آقاي گنجبخش ، روحاني ، مساعد ، ساعي مقدم و انتظامات و خدمه ي محترم كه بر خلاف ديگر افراد با روي باز با ما برخورد كردند و به خواسته هاي ما گوش دادند و در حد توان عملي ساختند .