بنده من!
خداوندا!
مارا ببخش برای تمام درهایی که زدیم و هیچ کدام در خانه تو نبود!
خداوندا!
مارا ببخش برای تمام درهایی که زدیم و هیچ کدام در خانه تو نبود!
شاید این مطلبو برای روز دانشجو میذاشتم بهتر بود ولی خب، ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه ست!!!
خیلی شده که رفتیم بانک و برای کار بانکی که داشتیم توی صف بانک وایسادیم؛ البته الان که اکثرا ً بانکها شماره میدن و سالن انتظار دارن و دیگه کمتر ازون صف ها می بینیم... ولی هنوز بعضا ً بانکی که همون سیستم سنتی رو داشته باشه هست.
امروز داشتم برنامه سمت خدا رو نگاه می کردم که آقای نقویان صحبت می کرد، به ناگه یاد یک خاطره ای افتادم که گفتنش خالی از لطف نیست.
برای همه مون اتفاق افتاده که توی خیابون یکی جلومونو گرفته و گفته آقا (یا خانوم) به خاطر خدا بهم کمک کنید...
« با هر چیزی مخالفت کنی در برابر تو ایستادگی میکند.»
دقت کنید...
من تازه به جمع شما اضافه شدم اگه حرفام تکراریه ببخشید...
تا به حال فکر کحردید چرا اکثر اعتراضات ما بی نتیجه ست؟
چرا این همه بحث که می کنیم و حرفایی که می زنیم به نتیجه ای نمیرسه و آخرش با هم متحد نمیشیم؟
...