مادرانه!
باور كن مادر !
باور كن مادر مي خواهم از صميم قلب ، از فاصله هاي دور همرازم باشي . مي خواهم باز مثل هميشه به چشمان پر فروغت بنگرم و طلوع بي غروبت را زيباتر از هميشه بنگرم .
مادر امشب از راهي دور تو را مي خواهم . مي خواهم بداني همچون شنهاي ساحل كه بي اختيار به آب نياز دارند ، به تو محتاجم . مي خواهم امشب به من بگويي كه هميشه در كنارم هستي .
مادر نازنينم از همان روزي كه نا خواسته پا به اين دنيا گذاشتم و تو را ديدم ، از خود پرسيدم اين چه فرشته اي است كه اين چنين مرا مجذوب خود كرده و آن گاه كه به خود آمدم با نام تو نازنينم آشنا شدم و نام زيبايت را بر قلبم حك كردم . مادر...
مادرم دوست دارم چشم در چشمانت بدوزم و در آن چشمان رويايي دور دستها را نظاره كنم. دور دستهايي كه نهفته از خاطرات من است .
جوي آبي را ببينم كه در كنار آن با تمام عشق مادرانه ات گيسوان در باد رها شده ي مرا مي بوسيدي و با دستهاي لطيفت شانه اي از مهر بر آن مي زدي .گلزاري را كه هميشه لباسي از گل مريم به تنم مي كردي و مرا با خود به جشن تولد ستاره ها مي بردي و امروز را كه با تمام عشقي كه به تو دارم در كنار همان جوي و گلزار عاشقانه مي گويم :
آنچه خوبان همه دارند ؛
تو يك جا داري...
*مادرم روزت مبارك *
بحث آزاد دانشجويان مجتمع آموزش عالي فني و مهندسي قوچان