مسافرکش
از سال قبل که خیال ازدواج به کله مان افتاد، در جهت نشان دادن خود و ادعای بزرگی و برآمدن از پس زندگی ، غلطی کرده و به جناب پدر بگفتیم که میخواهیم با همین قراضه(اشاره نزدیک به آردی مدل78) خرج خودمان را در آوریم و بادی به کله مان(!)انداختیم که ما خجالت میکشیم با این سنوسال از شما پول بگیریم!
پدر نگاهی بزرگ منشانه بروی ما بیانداخت و بفرمود:"نه بابا!قضیه چیه؟" و از خدا خواسته سوییچ را کف دستم بگذاشت و گفت بسم الله...
ما نیز از فردای آن روز، کله سحر بلند شدیم و به نزدیکترین آژانس مراجعه کردیم و اسب گونه شروع به کار نمودیم تا آذوغه ای از برای زمان تحصیل فراهم آوریم.
از نحوه کار و خاطراتش که بگذریم تو این مدت مسافرکشی چیزایی دستگیرم شد که حیفم اومد واسه شما نگم.
-اول از همه اینکه یاد گرفتم برای بدست آوردن پول بیشتر حرص نزنم.اوایل که میرفتم آژانس هدفم این بود که امروز از دیروز بیشتر پول درآرم ،به حساب خودم در همین کار موقتی پیشرفت داشته باشم.بعد یه مدت دیدم برای رسیدن به اون مقدار پول دارم از مسافرام زیادی کرایه میگیرم و به قول مسافر کشا تیغشون میزنم. تو همون زمانا بطور متناوب برام مشکلاتی بوجود میومد که مجبور بودم مقداری از پولمو خرجش کنم مثلا ماشینم خراب میشد یا جریمه میشدم یا...یه روز تصمیم گرفتم از مسافرا حداقل کرایه رو بگیرم یا کسی که پول نداشت کمتر کرایه بگیرم.شاید کمتر از نیم ساعت نتیجشو دیدم.یه مسافر دربستی نزدیک آژانس بم خورد.از اون روز تا بحال نشده که از کسی کمتر کرایه بگیرم و بیشتر ازن پول بم برنگرده.
-چیز دیگه ای که یاد گرفتم صبر کردن بود.به لطف ترافیک مشهد و صفهای طولانی گاز زودتر از حد معمول این درسو یاد گرفتم!وقتی قراره یه روز از صبح تا شب توی شهر بچرخی ، میفهمی که چند دقیقه زودتر یا دیرتر رسیدن فرق زیادی نمیکنه.ممکنه اونقد برای برگشتن به آژانس عجله کنی که مثلا یه سرویس بیشتر بری(در صورتیکه ممکنه بخاطر عجله زیاد تصادف کنی)اما وقتیکه میرسی اونجا تا نیم ساعتی کسی واسه کرایه ماشین زنگ نمیزنه!
-بعد یه مدت که آدم مسافرکشی میکنه کم کم نگاهش به آدما کاملا مادی میشه، بطوریکه آدمایی که کنار خیابون واستادنو شکل پول میبینه و گوشاش به کلمه "دربست"! حساس میشه. واسه همین لازمه که گاه گداری یه مسافرو(اگه پیرمرد یا پیرزن باشه که چه بهتر) مجانی تا مقصدش برسونی.انقد حال میده وقتی طرف برمیگرده و میگه چند میشه آقا،تو چشاش نگا کنی و بگی پول لازم نیست،من پولی کار نمیکنم!بعد مسافر انگار که قند تو دلش آب کردن شروع میکنه تا هفت نسل قبلو بعدتو دعا میکنه.
-راننده های زیادی دیدم که از صبح زود تا آخر شب کار میکنن.آخر شبم پولاشونو میشمرن و میگن خدارو شکر60هزار تومن!بعد خوشحال میرن خونه تا فردا صبح.با خودم فکر کردم این آدم اگه یک روز نتونه رانندگی کنه میتونه زندگی کنه؟ به ماشینش بیشتر از بچش میرسید و بیشتر از خانوادش کنارش بود.
حرف واسه گفتن زیاده و درس برای یاد گرفتن زیادتر ازون اما نمیدونم اگه همه آدما انقد پول داشتن که نیازی به اون نداشتن ، اونوقت میتونستن به چیزای بهتر فکر کنن؟
پ.ن: رانندگی کار فوق العاده سختیه، اگه یوقت سوار ماشین کسی شدین خواهشا سر صدتومن دویست تومن زیاد باش چونه نزنین.شاید اگه زودتر پول در بیاره بتونه زودتر بره پیش بچش!
بحث آزاد دانشجويان مجتمع آموزش عالي فني و مهندسي قوچان